23 فقدان بهداشت و شیوع بیماریها ,

 تقریبا هیچگونه امکانات بهداشتی اولیه ( صابون , پودر رختشویی و... )هنوز در اردوگاه وجودنداشت . حتی در محوطه اردوگاه هم سرویسهای بهداشتی درست وحسابی  نداشتیم . آن چیزی هم که بود خیلی خراب , کثیف وکم  بود. لذا با توجه به اینکه از غروب آفتاب تا فردا صبح در حدود( حد اقل )  12 ساعت در آسایشگاه محصور بودیم وداخل آسایشگاه  هیچ وسیله  یا امکاناتی وجود نداشت ,رنج وتعب اسیران واقعا در این خصوص غیر قابل وصف بودند. مخصوصا جمعی از  ما در سنین کهولت وبرخی نیز در سنین 13-14- 15 سالگی بودند. علاوه براینها مجروحین وبیماران ماهم  که در طول شب نیاز به قضاءحاجت داشتند ,رنجشان مضاعف بود. بعد از چندین مرتبه که در این خصوص به فرمانده اردوگاه وگروهبان عبدالقادر شکایت وگله کردیم , بالاخره قبول کردند که برایمان تسهیلاتی  ایجاد کنند. وتسهیلات آنها عبارت بود از قرار دادن یک حلب خالی روغن نباتی 17 کیلویی در داخل آسایشگاه برای  استفاده حد اقل 65 اسیر , که واقعا شرم آور وغیر انسانی بود. در نهایت  این را هم پذیرفتند که یک چارچوبی هم از میله های فلزی  ساخته  وبه عنوان  " پارتیشن " در گوشه آسایشگاه قرار بدهند  تا حلب  مزبور در داخل آن قرار داده شود وخودمان با کیسه گونی برای آن چارچوب سِتر وحجاب درست کردیم .

 با توجه به ضیق مکان وگرمای زیاد محیط تقریبی 60 در 150 سانتیمتری که سهم استقرار هر اسیر درآسایشگاه می شد , مسئول آسایشگاه باید طوری همه را مدیریت می کرد که آنکاردها چرخشی شده وهمیشه یک نفر بطور ثابت جایش در کنار آن حلب ( به اصطلاح سرویس بهداشتی ) نباشد. حالا تصور بکنید که در نیمه های شب  حلب مزبور  پرشده ولبریزمی شد!! وآن بنده خدایی که جایش در کنار حلب بود, چه حالی داشت.  تازه , بدتر از همه اینها بوی تعفن وناخوشآیندی که بر اثر این موضوع وهمچنین عفونت زخمهای مجروحین وتنفس آن همه انسان در یک اتاق در بسته واقعا  آزار دهنده  , بیماری زا وغیر قابل  تحمل بود.

 به جز برادران  مجروحی که زخمهایشان عفونی شده بودند, عدۀ زیادی از برادران بر اثر سوء تغذیه ونبودن بهداشت وکتک کاریهای مفرط به بیماریهای  گوارشی (عفونتهای روده ای ,  اسهالی واسهال خونی , زخم معده , عفونتها و ناراحتیهای کلیوی وسنگ کلیه , استخوان نرمی , روماتیسم , خرابی دندانها , میگرن وحتی صرع , گوش درد , و ...) مبتلا شده بودند. 

 

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه یکم آبان 1393ساعت 18:57  توسط جعفر مزیدها  | 

  نوشته شده در  جمعه هجدهم مهر 1393ساعت 8:57  توسط جعفر مزیدها  | 
  انا لله و انا الیه راجعون «و هر از گاه در گذر زمان در گذر بی صدای ثانیه های دنیای فانی،جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می دهد که در سکونی، آغازی بی پایان را می سراید» واینک آزاده آملی حاج حسن آقاپور آسمانی شد.

آزاده  حاج حسن آقا پور معروف به عمو حسن از آزادگان کمپ 10 رمادی که در منطقه عملیاتی والفجر 9 در اواخر اسفند ماه سال    64به اسارت گرفته شد و بعداز 3 سال اسارت به علت بیماری و کهولت سن در سال 67 آزاد شد.

آزاده حسن آقاپور زمانی که در بند اسارت بود فرزند دلبندش  نیز در دفاع مقدس به شهادت می رسد.

این آزاده عزیز بعداز تحمل بیماری و بستری در بیمارستان آمل سرانجام در ساعت 3 صبح پنج شنبه 17 مهرماه 93  به ملکوت اعلی پیوست .

مراسم تشییع جنازه آن عزیز سفر کرده ساعت 10 صبح روز پنجشنبه از آمل به سوی زادگاهش روستای اوجی آباد در جاده محمودآباد آمل برگزار میگردد.

مراسم سوم و هفتم آن عزیزه روز یکشنبه 20مهرماه 93 از ساعت14 در ابوالفضلیه اوجی آباد شهرستان آمل  برگزار که آزادگان عزیز کمپ دهی جهت شرکت در این مراسم دعوت بعمل آمده است.

 دبیرخانه مجمع فرهنگی سید آزادگان کمپ 10 رمادی ضمن ابراز همدری با خانواده محترم  مرحوم آزاده حسن آقاپور این مصیبت را به تمامی آزادگان از جمله آزادگان کمپ 10 رمادی ،مخصوصا به آزاده سید خلیل ایرانیان خواهر زاده مرحوم آزاده حسن آقاپور که از آزادگان کمپ10 رمادی بودند    و خانواده محترم آن فقید سعید سفر کرده  تسلیت عرض نموده ،برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت ، برای آزاده دلاور سید خلیل ایرانیان و سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواستار است .

دبیرخانه مجمع فرهنگی سید آزادگان کمپ 10 رمادی

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مهر 1393ساعت 10:52  توسط جعفر مزیدها  | 

باسلام ودعای خیر به آزادگان عزیزکمپ10به خصوص آزادگان آسایش گاه5برای آزاده عزیز حاج حسن آقاپور دعاکنید.
خلیل ایرانیان از آمل

 * ایستاده از راست : سیدرضا موسوی از ایذه– ولی اکبری از سنقر کلیایی سعید حدادی کرمانشاه احمد خاوری از مشهد علی نور لرستان

* نشسته از راست : مهدی منتخب از مشهد هاشم افشاریان از مشهد محمد جواد سالاریان از مشهد-  حسن آقاجان از آمل آقای چمرلو از ساوه .

  نوشته شده در  جمعه یازدهم مهر 1393ساعت 15:40  توسط جعفر مزیدها  | 

 

در این جشن با صفا/دلها مصفاّ باشد

پیوند فرخنده ی/علی و زهرا باشد

نازل شده ز رحمت/آیه های تبارک

بگو با شور و شادی/یا مصطفی مبارک

یا مصطفی مبارک...

مدح این دو بخوانیم/با قلب خوشحال وشاد

جانم عالم قربان ِ/این عروس و این داماد

دو دریای خوبی و/وفا به هم رسیدند

دو جلوه ی رحمت ِ/خدا به هم رسیدند

یا مصطفی مبارک...

ما سائلان ِ مسکین/امشب از آل عبا

هم مدینه میخواهیم/هم نجف هم کربلا

آرزوی ما بُوَد/که با یاد شهدا

زائر ِ نجف شویم/با سربند ِ یا زهرا

یا علی یا مرتضی...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه چهارم مهر 1393ساعت 0:13  توسط جعفر مزیدها  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM