آیت الله العظمی شیخ محمد تقی بهجت در حاشیه قرآن شخصی خود دستور عمل زیبایی را نوشته بودند که در ادامه می خوانید:

هر کس در بین الطلوعین یعنی بین فجر کاذب و فجر صادق ( ۵ دقیقه قبل از اذان صبح تا ۵ دقیقه بعد از اذان) این ذکر را بگوید هر حاجتی داشته باشد برآورده میشود ولو اگر تشرف به خدمت امام زمان (عج) باشد:

صلوات (۱۴ بار)

یا مولای یا صاحب الزمان ادرکنی (۴۰ بار)

 

صلوات (۱۴ بار)

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آذر 1393ساعت 8:3  توسط جعفر مزیدها  | 
برابر اطلاع بعد از فروپاشی رژیم بعث عراق پیکر تعدادی از هم رزمانی که در اسارت و حین اسارت به شهادت رسیده اند به میهن اسلامی برگردانده شده است که تعدادی از این عزیزان تاکنون شناسایی نشده اند. ستاد مشترک پیگیر شناسایی اجساد مطهر باقی مانده است. از همه عزیزان آزاده تقاضا شده است چنانچه اسامی و مشخصات اسرایی را که در هر یک از اردوگاهها و زندانهای عراق به شهادت رسیده اند به خاطر دارند برای پیگیری و شناسایی اعلام کنند. از همه عزیزان درخواست می شود چنانچه اطلاعاتی در این زمینه دارند در بخش نظرات ،گروههای اجتماعی موجود در شبکه های مجازی مرتبط با آزادگان یا پایگاههای اینترنتی اعلام فرمایند. چنانچه ارائه اطلاعات حتی منجر به شناسایی فقط چند پیکر مطهر شهید نیز گردد کار بزرگی انجام شده است و انشاالله دوستان ماجورند

  نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آذر 1393ساعت 14:15  توسط جعفر مزیدها  | 

 آزاده یوسف کرامت امیرکلایی از آزادگان کمپ 10 رمادی که مدتی در آسایشگاه 6 این اردوگاه با شهید آزاده بهروز ترکاشوند هم بند بوده است. وی خاطره شب هفتم   ماه محرم  سال67 را اینگونه بیان می کند:  اسرا طبق معمول آماده برگزاری مراسم این ایام بودند. همیشه چند روز مانده به محرم برای برگزاری مراسم برنامه‌ریزی می‌کردیم؛ مانند تهیه نوحه‌ و پلاکاردها؛ علاوه بر این سخنرانی و نوحه‌خوانی هر روز به یکی از برادران روحانی و مداح در اردوگاه محول می‌شد. وی افزود: هفتم محرم آن سال هر روز در هر آسایشگاه مراسم عزاداری برپا بود. آن شب همه آسایشگاه‌‌ها مراسم خود را به پایان بردند، اما سخنرانی آسایشگاه ما که شماره ۶ بود، طولانی شد و بلافاصله بعد از سخنرانی من که مداح آن شب بودم، نوحه‌خوانی را شروع کردم. این آزاده دوران دفاع مقدس بیان داشت: بچه‌ها ابتدا آرام به سینه می‌زدند، بعد کم‌کم شور گرفتند و متعاقبا صدایشان را بلندتر کردند و محکم‌تر به سینه زدند و از من هم خواستند که با صدایی بلندتر مداحی کنم. خلاصه اینکه مراسم عزاداری شور و حال عجیبی پیدا کرد و بدون توجه به نگهبانان عراقی، عزاداری همچنان ادامه داشت. وی ادامه داد: در این هنگام دو یا سه دژبان که مست هم بودند، سر رسیدند و از من خواستند که دفتر نوحه را به آنها بدهم، ولی من سریع‌ دفتر نوحه را پایین انداختم و برادران نیز سریعا آن را مخفی کردند، ولی سینه‌زنی برادرها همچنان ادامه داشت و به من هم گفتند که بنشینم و مداحی کنم. دژبان‌ها کمی سر و صدا کردند تا ما را ساکت کنند، ولی ما بی‌اعتنا به آنها کار خودمان را دادیم. امیرکلایی اظهار داشت: در این هنگام دژبان‌های عراقی شروع کردند به کف زدن و رقصیدن. در همین میان برادر شهید بهروز ترکاشوند

آزادگان کمپ10 رمادی :آزادگان ایستاده از راست به چپ علی محمد بایایی از ساری/زنده یادمحمد رضا بخشنده از ساری/ یوسف کرامت امیرکلایی از بابل

آزادگان نشسته از راست به چپ: دکتر حمید رضا حیدری از آمل/ موسی حقیقی از ساری/ نقی عبدی از نکا


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم آذر 1393ساعت 19:23  توسط جعفر مزیدها  | 
یادو خاطره  شهدای آزاده و متوفی کمپ 10 رمادی که در خلال اسارت و یا بعداز آزادی  از عالم خاکی سفر کردند گرامی باد

با توجه به سالگرد شهید آزاده بهروز ترکاشوند از آزادگان کمپ10رمادی که اولین شهید آزاده بعداز آزادی اسرا بود و  در تاریخ 69/9/6 به شهادت رسید برآن شدم تا گوشه ای ازندگینامه  این شهید آزاده جهت ثبت در تاریخ در این وبلاگ درج گردد.

انشاا.. در آینده  زندگینامه شهدای آزاده و متوفی دیگر کمپ 10 را به اطلاع دوستان خواهیم رساند. ازتمامی دوستان آزاده دعوت می شود مطالب شهدای و متوفی آزاده را برای درج در این وبلاگ به آدرس پستی بهشهر بلوار امام خمینی (ره) خ شهدید موسوی کوی شهیدان هاشمی نسب 4851758614 جعفر مزیدها یا به آدرس ایمیل jafar_mazidha@yahoo.comارسال نمایند.

مرحوم سیدعلی اکبر ابوترابی، سید آزادگان خطاب به پدر شهید ترکاشوند می فرماید: «فرزند شما سه مقام دارد. اول اینکه اسارت را تحمل کرد.

 دوم به افتخار جانبازی نائل گشت و سوم شهادت که حقش بود و نصیبش شد.» شهیدی که سردار علی فضلی در خصوص او می گوید: «این شهید بزرگوار به آن چیزی که هدف و حقش بود، رسید و خدا خواسته او که شهادت بود را اجابت کرد.»

زندگینامه اولین شهید آزاده  بعداز آزادی بهروز ترکاشوند

شهید ترکاشوند در سال ۱۳۴۷ به دنیا آمد و فعالیت خود را در سال ۶۰ با حضور در پایگاه شهید صدوقی حوزه سجاد آغاز کرد و در سال ۶۲  به جبهه حق علیه باطل اعزام شد و با حضور در عملیاتهای مختلفی همچون بدر، والفجر حضور داشت و در عملیات والفجر ۸ از ناحیه کتف و صورت  مجروح و با حضور در عملیات ام الرصاص پشت گمرک خرمشهر  مجدداً از ناحیه صورت مجروح شده و در حدود ۵۰ روز در بیمارستان نجمیه بستری شد.

 هنوز جراحاتش بهبود نیافته بود که مجدداً به جبهه اعزام و به گردان حضرت علی اصغر تیپ سیدالشهدا(ع) شد  و در تاریخ ۱۳ اردیبهشت ۶۵ در همان عملیات در فکه مجروح شده و به اسارت نیروهای بعثی درآمد.

 شهید بهروز ترکاشوند در حدود ۵ سال در اردوگاه "رومادی ۱۰" عراق دوران ا


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آذر 1393ساعت 13:21  توسط جعفر مزیدها  | 
مرداد 68 توی تکریت بودیم.

 حاج آقا ابوترابی الگوی رفتار علوی

یک روز صبح عراقی ها به حاج آقای ابوترابی گفتند برای رفتن به اردوگاه تکریت 17 آماده شود.
حاج آقا یک ساعت فرصت داشت، وقتی داشت وسایلش را جمع می کرد؛ بچه ها دورش جمع شده بودند و گریه می کردند و نگهبان های عراقی مات و مبهوت نگاه می کردند.
در میان گریه و زاری بچه ها، حاج آقا بلند شد و با صدای بلند گفت : " با مردمان به گونه ای رفتار کنید که اگر مردید بر شما بگریند و اگر زندگی کردید با اشتیاق به سوی شما آیند." و رفت سمت در اردوگاه.
احسان درجه دار عراقی داشت با ناراحتی بیرون رفتن او را نگاه می کرد ، حاج آقا به طرفش رفت، احسان را بغل کرد وگفت: " برادر احسان من خدمت صادقانه شما را فراموش نخواهم کرد".
احسان هم باصدای بلند گریه می کرد.

  نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آذر 1393ساعت 13:3  توسط جعفر مزیدها  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM