آغاز ماه خون و حماسه ، شهادت مظلومانه ی اباعبدالله الحسين ( ع ) و یاران با وفایش بر همه دلسوخته گان آن حضرت تسلیت باد.

 

 

  نوشته شده در  دوشنبه پنجم آبان 1393ساعت 7:31  توسط جعفر مزیدها  | 

   23 فقدان بهداشت و شیوع بیماریها ,

 تقریبا هیچگونه امکانات بهداشتی اولیه ( صابون , پودر رختشویی و... )هنوز در اردوگاه وجودنداشت . حتی در محوطه اردوگاه هم سرویسهای بهداشتی درست وحسابی  نداشتیم . آن چیزی هم که بود خیلی خراب , کثیف وکم  بود. لذا با توجه به اینکه از غروب آفتاب تا فردا صبح در حدود( حد اقل )  12 ساعت در آسایشگاه محصور بودیم وداخل آسایشگاه  هیچ وسیله  یا امکاناتی وجود نداشت ,رنج وتعب اسیران واقعا در این خصوص غیر قابل وصف بودند. مخصوصا جمعی از  ما در سنین کهولت وبرخی نیز در سنین 13-14- 15 سالگی بودند. علاوه براینها مجروحین وبیماران ماهم  که در طول شب نیاز به قضاءحاجت داشتند ,رنجشان مضاعف بود. بعد از چندین مرتبه که در این خصوص به فرمانده اردوگاه وگروهبان عبدالقادر شکایت وگله کردیم , بالاخره قبول کردند که برایمان تسهیلاتی  ایجاد کنند. وتسهیلات آنها عبارت بود از قرار دادن یک حلب خالی روغن نباتی 17 کیلویی در داخل آسایشگاه برای  استفاده حد اقل 65 اسیر , که واقعا شرم آور وغیر انسانی بود. در نهایت  این را هم پذیرفتند که یک چارچوبی هم از میله های فلزی  ساخته  وبه عنوان  " پارتیشن " در گوشه آسایشگاه قرار بدهند  تا حلب  مزبور در داخل آن قرار داده شود وخودمان با کیسه گونی برای آن چارچوب سِتر وحجاب درست کردیم .

 با توجه به ضیق مکان وگرمای زیاد محیط تقریبی 60 در 150 سانتیمتری که سهم استقرار هر اسیر درآسایشگاه می شد , مسئول آسایشگاه باید طوری همه را مدیریت می کرد که آنکاردها چرخشی شده وهمیشه یک نفر بطور ثابت جایش در کنار آن حلب ( به اصطلاح سرویس بهداشتی ) نباشد. حالا تصور بکنید که در نیمه های شب  حلب مزبور  پرشده ولبریزمی شد!! وآن بنده خدایی که جایش در کنار حلب بود, چه حالی داشت.  تازه , بدتر از همه اینها بوی تعفن وناخوشآیندی که بر اثر این موضوع وهمچنین عفونت زخمهای مجروحین وتنفس آن همه انسان در یک اتاق در بسته واقعا  آزار دهنده  , بیماری زا وغیر قابل  تحمل بود.

 به جز برادران  مجروحی که زخمهایشان عفونی شده بودند, عدۀ زیادی از برادران بر اثر سوء تغذیه ونبودن بهداشت وکتک کاریهای مفرط به بیماریهای  گوارشی (عفونتهای روده ای ,  اسهالی واسهال خونی , زخم معده , عفونتها و ناراحتیهای کلیوی وسنگ کلیه , استخوان نرمی , روماتیسم , خرابی دندانها , میگرن وحتی صرع , گوش درد , و ...) مبتلا شده بودند. 

 

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه یکم آبان 1393ساعت 18:57  توسط جعفر مزیدها  | 

  نوشته شده در  جمعه هجدهم مهر 1393ساعت 8:57  توسط جعفر مزیدها  | 
  انا لله و انا الیه راجعون «و هر از گاه در گذر زمان در گذر بی صدای ثانیه های دنیای فانی،جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می دهد که در سکونی، آغازی بی پایان را می سراید» واینک آزاده آملی حاج حسن آقاپور آسمانی شد.

آزاده  حاج حسن آقا پور معروف به عمو حسن از آزادگان کمپ 10 رمادی که در منطقه عملیاتی والفجر 9 در اواخر اسفند ماه سال    64به اسارت گرفته شد و بعداز 3 سال اسارت به علت بیماری و کهولت سن در سال 67 آزاد شد.

آزاده حسن آقاپور زمانی که در بند اسارت بود فرزند دلبندش  نیز در دفاع مقدس به شهادت می رسد.

این آزاده عزیز بعداز تحمل بیماری و بستری در بیمارستان آمل سرانجام در ساعت 3 صبح پنج شنبه 17 مهرماه 93  به ملکوت اعلی پیوست .

مراسم تشییع جنازه آن عزیز سفر کرده ساعت 10 صبح روز پنجشنبه از آمل به سوی زادگاهش روستای اوجی آباد در جاده محمودآباد آمل برگزار میگردد.

مراسم سوم و هفتم آن عزیزه روز یکشنبه 20مهرماه 93 از ساعت14 در ابوالفضلیه اوجی آباد شهرستان آمل  برگزار که آزادگان عزیز کمپ دهی جهت شرکت در این مراسم دعوت بعمل آمده است.

 دبیرخانه مجمع فرهنگی سید آزادگان کمپ 10 رمادی ضمن ابراز همدری با خانواده محترم  مرحوم آزاده حسن آقاپور این مصیبت را به تمامی آزادگان از جمله آزادگان کمپ 10 رمادی ،مخصوصا به آزاده سید خلیل ایرانیان خواهر زاده مرحوم آزاده حسن آقاپور که از آزادگان کمپ10 رمادی بودند    و خانواده محترم آن فقید سعید سفر کرده  تسلیت عرض نموده ،برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت ، برای آزاده دلاور سید خلیل ایرانیان و سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواستار است .

دبیرخانه مجمع فرهنگی سید آزادگان کمپ 10 رمادی

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مهر 1393ساعت 10:52  توسط جعفر مزیدها  | 

باسلام ودعای خیر به آزادگان عزیزکمپ10به خصوص آزادگان آسایش گاه5برای آزاده عزیز حاج حسن آقاپور دعاکنید.
خلیل ایرانیان از آمل

 * ایستاده از راست : سیدرضا موسوی از ایذه– ولی اکبری از سنقر کلیایی سعید حدادی کرمانشاه احمد خاوری از مشهد علی نور لرستان

* نشسته از راست : مهدی منتخب از مشهد هاشم افشاریان از مشهد محمد جواد سالاریان از مشهد-  حسن آقاجان از آمل آقای چمرلو از ساوه .

  نوشته شده در  جمعه یازدهم مهر 1393ساعت 15:40  توسط جعفر مزیدها  | 

 

در این جشن با صفا/دلها مصفاّ باشد

پیوند فرخنده ی/علی و زهرا باشد

نازل شده ز رحمت/آیه های تبارک

بگو با شور و شادی/یا مصطفی مبارک

یا مصطفی مبارک...

مدح این دو بخوانیم/با قلب خوشحال وشاد

جانم عالم قربان ِ/این عروس و این داماد

دو دریای خوبی و/وفا به هم رسیدند

دو جلوه ی رحمت ِ/خدا به هم رسیدند

یا مصطفی مبارک...

ما سائلان ِ مسکین/امشب از آل عبا

هم مدینه میخواهیم/هم نجف هم کربلا

آرزوی ما بُوَد/که با یاد شهدا

زائر ِ نجف شویم/با سربند ِ یا زهرا

یا علی یا مرتضی...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  جمعه چهارم مهر 1393ساعت 0:13  توسط جعفر مزیدها  | 
آخرین قسط معوقات ناشی از ماده 13 آزادگان در ساعت 14:30  روز سه شنبه اول مهر 93  واریز گردید.

آزادگان عزیز مبلغ باقی مانده از طلب ماده 13 در کارت قدیمی بانک دی واریز و از بانک و خود پرداز قابل انتقال به حساب های شخصی دیگر می باشد.https://fbcdn-profile-a.akamaihd.net/hprofile-ak-prn1/t1/c18.13.166.166/s160x160/318480_374555102615150_1357793134_n.png

آزادگان بزرگوار اطلاعات کارت و شماره رمز را به افراد غیر در جهت کنترل موجودی حساب ندهید.

در صورت مسدود بودن کارت یا اشتباه رمز با در دست داشتن اصل شناسنامه و کارت ملی وکارت بانک دی شخصا به نزدیکترین بانک دی در شهر یا استان خود مراجعه نماید.

  نوشته شده در  چهارشنبه دوم مهر 1393ساعت 8:45  توسط جعفر مزیدها  | 
به گزارش ایرنا از بنیاد شهید و امور ایثارگران، حجت الاسلام والمسلمین «سیدمحمدعلی شهیدی» روز دوشنبه در جلسه شورای معاونین بنیاد شهید این مطلب را عنوان کرد.

وی افزود: پس از پرداخت معوقات آزادگان معزز، خانواده شهدا و جانبازان نیز طی مهر ماه معوقات خود را دریافت خواهند کرد.

قائم مقام بنیاد شهید و امور ایثارگران پیشتر اعلام کرده بود با 50 درصد از ایثارگرانی که مطالبه داشتند تسویه حساب شده و 50 درصد باقی مانده نیز بیش از نیمی از طلب خود را دریافت کرده اند و تا پایان شهریور سال 93 با آنها نیز بطور کامل تسویه حساب می شود.

به گفته سردار «محسن انصاری»، پیگیری های لازم برای پرداخت باقی مطالبات انجام شده که انشاالله این پیگیری ها و برنامه ریزی ها منجر به تسویه باقی مطالبات ایثارگران تا پایان شهریور ماه خواهد شد.

  نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم شهریور 1393ساعت 11:15  توسط جعفر مزیدها  | 
ربیعی رئیس شورای اسلامی شهر گرگان شد

دومین انتخابات هیئت رئیسه شورای اسلامی شهر گرگان عصر چهارشنبه با حواشی فراوانی همراه بود، اما در نهایت این انتخابات با حضور 10 عضو برگزار و در نهایت «حسین ربیعی» با کسب 9 رأی موافق و یک رأی ممتنع به عنوان رئیس شورای اسلامی شهر گرگان برای یک سال انتخاب شد.

دبيرخانه خانه مجمع فرهنگي سيد  آزادگان كمپ 10 رمادي اين انتخاب شايسته را به آزاده حسين ربيعي از آزادگان كمپ 10 تبريك و براي ايشان در سنگر خدمت گذاري به مردم بي منت آرزو مي كند.

 

  نوشته شده در  جمعه چهاردهم شهریور 1393ساعت 10:13  توسط جعفر مزیدها  | 
شهید آزاده عمو يدا...مهدي پور  نفر سمت چپ و شهيد آزاده احمد غم کشیده نفروسط ایستاده  از آزادگان اروميه  و شهيد بهروز تركاشوند نفر وسعت نشسته  از آزادگان وارمين      آزادگان كمژ10 رمادي             

دسر:کلمه ای نامیمون برای بعثی های که هیچی ازآن نمیفهمیند

جالب اینجا بود که با فشار اسراء وانعکاس موضوع توسط صلیب سرخی ها بعثی ها که مفهومی ازدسر نمیدانستند برای رفع تکلیف هراز گاهی چند تا میوه گندیده وخراب را میاوردند که به همه وگاها درطول ماه به یکبار هم نمیرسید بین اسراء توزیع میکردند يك روز عراقي ها برايمان به عنوان دسر سيب هاي ريز ، زير درختي آوردند كه اکثرا کرم خورده وگندیده بودند ، تازه براي هر دو نفر هم يكي نمي رسيد !

براي اين سيب گنديده ي زيردرختي هم كلي سخنراني كردند ! فرمانده عراقی اردوگاه کل اسراء را درمحوطه اردوگاه بخط کرد وبادی به غب غب انداخت ومثل سرداران فاتح شروع به تعریف وتمجید از خودو سیدالریس شان کرد ودرادامه توضیح داد که: مي دانيد اين چيست ؟ اين تفّاح است ! سيد الرئيس گفته كه بدهيم بخوريد تا بفهميد در عراق چه نعمت هايي هست . شما كه سيب نديده ايد و بخوريد ببينيد چیست !


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه ششم شهریور 1393ساعت 16:45  توسط جعفر مزیدها  | 
         

بعد از اصرار به صليب سرخ براي سرويس و خدمات دندانپزشكي ،که شدیدا اسراءرا ازارمیداد وهیچکس به فریادمان نمیرسید واکثر بچه ها دچار خرابی دندانهایشان شده بودند عراقی ها قبول کردند که اسراء را برای معالجه به درمانگاه نظامی رمادیه ببرند .صلیب سرخیها که رفتند  دو سه روز بعدش آمدند گفتند كه چه كسي دندان درد دارد ، من هم كه وضع دندان هايم خوب نبود ، زودتر از همه رفتم ، چهار پنج نفر بوديم ، به خط شدیم وبعد ازاینکه چشمانمان را بستند وبه دستهایمان دستبند زدند سوار وانتی مسقف شدیم که بیشتر شبیه همین خودروهای حمل مواد غدائی فاسد شدنی (یخچالدار)خودمان است ،خلاصه این وانت حرکت کرد وماهم پشت این وانت تلوتلو میخوردیم ومیرفتیم تا بالاخره بعد از ساعتی ایستاد ومتوجه شدیم که رسیدیم وبعد از هماهنگی با مسئولین درمانگاه ارتش عراق درب پشت وانت را بازکردند ومارا یکی یکی پیاده کردند چشمانمان بسته بود ونمیدانستیم کجا میرویم وهمینطورکشان کشان مارا که اززیر چشم بندمان نگاه میکردیم وارد سالنی کردند که بیشتر شیبه راه رو بیمارستان بود ودرگوشه یکی از سالنها مارا بخط روی زمین نشاندند  تا نوبتمان شود .اولين نفري كه سوار شده بود من بودم ، پس نفر آخري بودم كه پياده مي شدم . بچه ها رايكي يكي میبردند تو وبعد ازدقائقی  سربازعراقی میامدومي گفت : ياالله دو نفر ! دو نفر مي رفتندتو و آن نفر قبلي را كه رفته بود توودرحالت نیمه بیهوش بودمیاوردند بیرون!تا نوبت به من رسيد ،تا


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه ششم شهریور 1393ساعت 16:39  توسط جعفر مزیدها  | 

 

دژبانان عراقی خودشان هم نمی دانستند باید با ما چیکار کنند. لذا منتظر بودند ببینند از دهان فرمانده شان چی بیرون می آید تا همانرا به ما بگویند! آنها که هیچ کدامشان تا حالا اسیرداری نکرده بودند ! لذا واقعا چیزی بلد نبودند وهیچ کدامشان  هیچ تجربه ای در این خصوص نداشتند. بنابراین وقتی که مارا داخل آسایشگاه  کرده بودند, هرساعت یکبار وارد شده واز ما می خواستند که باید برایشان بصورت دسته جمعی ونظامی وار   از جا بلند شده وپا را به زمین کوبیده واحترام میگذاشتیم وآنها هم آمار گیری میکردند و می رفتند . هنوز یک  روز هم نگذشته بود, که دوباره گروهبان عبدالقادر  برگشت ووقتی که همهاز جا بلند شدیم واحترام گذاشتیم , او قیافه ها واندازه ها را یکی یکی انداز و ورانداز کرد وروی یک سرباز متمرکز شد. آقای صادق باروتیان![1]  , اول کاری که  گروهبان عبدالقادر کرد , یک سیلی خیلی محکم بصورت  آقا صادق زد وپرسید:

-        اسمت چیه ؟

-        صادق باروتیان !

-        افسری یا درجه دار؟

-        نه ! سربازم !

-        پس چرا اینقدر موهایت بلندند؟

-        چون خیلی وقته کوتاه نکرده ام!

-        تو از امروز مسئول این آسایشگاه هستی ! فهمیدی !

-        بله قربان ! ( ومن هم با سرعت حرفهای طرفین را ترجمه میکردم )


ادامه مطلب
  نوشته شده در  پنجشنبه ششم شهریور 1393ساعت 16:32  توسط جعفر مزیدها  | 

وقتي ما را داخل يك گودال انداختند، برادرها جا باز كردند. روي دست و پاي همديگر نشستند تا ما دو تا خانم اسير شده راحت بنشينيم و معذب نباشيم. سربازهاي عراقي كه اين صحنه را ديدند، به آنها تشر زدند كه چرا جا باز مي‌كنيد و روي دست و پاي هم نشسته‌ايد و با اسلحه‌هايشان برادرها را از هم دور مي‌كردند. نگاه‌هاي چندش‌آور و كش‌دارشان از روي ما برداشته نمي‌شد.

يكباره يكي از برادرها كه لباس شخصي و هيكل بلند و درشتي داشت با سر تراشيده و سبيل‌هاي پرپشت، بلند شد و با لهجه غليظ آباداني يكي از بچه‌ها را كه عربي بلد بود صدا كرد و گفت: هرچي گفتم راست و حسيني براشون ترجمه كن تا شيرفهم بشن! رو به سربازهاي بعثي كرد و گفت: به من ميگن اسمال يخي، بچه آخر خطم. ما به سر ناموسمون قسم مي‌خوريم، فهميدي؟ جوانمرد مردن و باغيرت و شرف مردن براي ما افتخاره. دست به سبيلش برد و يك دانه از آنها را كند و گفت: ما به سبيلمون قسم مي‌خوريم. چشمي كه ندونه به ناموس مردم چطور نگاه كنه، مستحق كور شدنه.»

                                                 خاطرات معصومه آباد، نويسنده كتاب «من زنده ام»  

          كتاب «من زنده‌ام» خاطرات دوران چهار ساله‌ اسارت معصومه آباد در زندان‌هاي رژيم بعث صدام است.

  نوشته شده در  شنبه هجدهم مرداد 1393ساعت 13:50  توسط جعفر مزیدها  | 

اشاره:

    ثبت خاطرت عزيزانيكه ايامي را در دوران دفاع مقدس در كنارشان بودي و اينك آنها سفر كردند وتوماندي بسيار دشوار است. در اين ميان رشادات عزيزانيكه علاوه بر حضور در جبهه ، صبر در اسارت ، موفقيت در دوران سازندگي ، تا اينكه با بالي شكسته بسوي معبودشان پر كشيده اند بسيار دشوار تر مي باشد.

   يكي از اين شهيدان پرافتخار ، شهيد آزاده ، جانباز دلاور ،كربلائي ،مهندس عباسعلي مظلومي مي باشد.اين شهيد بعداز چندين مرحله حضور در جبهه ، سرانجام در عمليات پيروزمند والفجر هشت توسط نيروهاي مخصوص سپاه هفتم عراق به فرماندهي ماهر عبدالرشيد به اسارت گرفته مي شود.

آزادگان كمپ 10 رومادي  قاطع 4 جوان لاغر اندامي كه مدتي عصا در دست ويك قوطي پنير خالي زير دمپايي اش نصب شده و تا بتواند كمي راه برود را فراموش نمي كنند.

 درست كردن مايع  ماست با خمير نان، آرام جمهوري اسلامي با سبزه (عدس)در ايام نوروز1368 ، درست كردن شيريني با صمون بمناسبت پيروزي انقلاب و ......را بياد دارند.

عباس ،كه ماهيچه پاي چپش به اندازه 12 سانتي متر بعداز اثابت تركش توسط عراقي ها با چاقو بريده با  دو بخيه  دوخته  شده بود.!!  با چاقو؟ بله،  با چاقو.  تعجب نكنيد.   به شما آدرس مي دهم . كتاب خاطرات آزادگان را كه تاكنون بيش صد جلد چاپ شده است رابخوانيد.

نيم نگاهي به زندگي شهدا و اين شهيد ، مسئوليت مارا در ادامه راه حضرت امام خميني (ره) و شهيدان و پيروي از رهنمودهاي مقام معظم رهبري بيشتر مي كنند.

 


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 13:27  توسط جعفر مزیدها  | 

ما جهاد با صهيونيزم را واجب مي دانيم.

امام خامنه اي (حفظه الله)

 

برخي مي گويند ما نماز مي خوانيم ولي روز قدس و اسرائيل به ما ربطي ندارد! اين سخني نادرست است؛ كساني كه در مراسم شب قدر حاضر مي شوند بايد به سرنوشت مسلمانان از جمله فلسطين توجه كنند و با حضور پرشور در راهپيمايي روز قدس اين توجه را به رخ همه بكشند. 

آيت الله استادي

امام خامنه ای حفظه الله: فلسطین کلید رمزآلودی است که درهای فرج را می گشاید.

آزادگان وعده ما راهپيمايي روز قدس

  نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 12:39  توسط جعفر مزیدها  | 

شهادت امام علی (ع)

امشب این دل یاد مولا می کند

لیلة القـدر است و احیا می کند

بشنو ای گـوش دلها بی صدا

نغمه ی فـزت و رب الکعبه را

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم تیر 1393ساعت 13:4  توسط جعفر مزیدها  | 
           لطف خدا به مردم دنيا ارائه شد

        يكباره شوره زار باغ لاله شد

        پس كوچه هاي خاكي مشهد پر از شعف

        خورشيد شهر خامنه 75 ساله شد

 

24   تيرماه سالروز تولد حضرت امام خامنه اي مباركباد

سلامتي حضرتشان صلوات

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393ساعت 13:52  توسط جعفر مزیدها  | 
 دکتر رمضان مدیر عامل شرکت اقتصادی خودکفایی آزادگان ، طی جلسه ای که با شرکت فرابورس ، جهت بررسی و اقدامات ورود نماد شرکت اقتصادی خودکفایی آزادگان به عرصه معاملاتی شرکت فرابورس داشتند مقرر گردیده است، از ابتدای مهرماه سال جاری این اقدام صورت پذیرد .

 در همین راستا شرکت فرابورس پس از اخذ مستندات لازم و اجرای ضوابط و آیین نامه های مربوط ،پس از موافقت ورود شرکت خودکفایی در نزد شرکت فرابورس در قالب یک شرکت سرمایه گذاری ، این مستندات را منطبق با آیین نامه های انضباطی بورس مورد تایید قرار داد و به صورت قانونی و مستند به این آئین نامه ها شرکت خودکفایی به صورت مستقل از شرکت های زیر مجموعه نیز در فرابورس قرار می گیرد .

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393ساعت 10:13  توسط جعفر مزیدها  | 
موسسه فرهنگی پیام آزادگان دیگر مسئولیت مجموعه بسم‌الله الرحمن الرحیم، امیدواریم که انشاءالله خداوند توفیق شناخت و معرفت به وظایفمان را به ما عطا بفرمایند و توان و طاقت انجام وظیفه را هم به ما عنایت بفرماید. آیه‌ای را که ابتدای عرایضم خدمت دوستان تلاوت کردم الحمدالله دوستان همه سواد عربی به حد کافی دارند که متوجه محتوای عمیق و ارزشمند آن شده‌اند، اما از باب یادآوری عرض می‌کنم که در این آیه حمد و سپاس برای توفیق قرار گرفتن در مسیری است که می‌فرماید، اگر توفیق تو نبود من به این راه راهنمایی نمی‌شدم، حقیقت قضیه این هست که این عمرها می‌گذرد، و متأسفانه عمر خیلی از دوستان ما در سنین متفاوت گذشته و رفته است و كساني هم در آينده خواهند آمد و قصه مقاومت و ايستادگي ما را روايت خواهند كرد. خوشا به حال افرادي كه در جهت ترويج فرهنگ قرآن و معارف اهل‌بیت قدم بر می‌دارند. یعنی همان ثقلین، انی تارکم فیکم الثقلین، کتاب‌الله و عترتی، خوشا به حال آن‌هایی که در این دو مسیرند.

   بنده فکر می‌کنم که شرایط خوبی که در دوران اسارت گذشت بخش پیاده شدة و یا


ادامه مطلب
  نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعت 9:52  توسط جعفر مزیدها  | 

سخنرانی حاج‌آقا ابوترابی در جمع آزادگان در خصوص شرکت خودکفایی

 

  بسم‌الله الرحمن الرحیم وصل‌الله علی سیدنا و نبینا محمد و علی اهل‌بیته الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین، و یبصرون علی انفسهم ولو کان بهم اساسه

 

 
نائب رئیس مجلس شورای اسلامی در کنگره شهدای کارگر مازندران:

 

 

 

عرض ادب دارم خدمت برادران بزرگوار آزادگان گرانقدر و آرزوی توفیق برای یکایک سروران عزیز از این‌که مفتخر هستم دقایقی را محضر مبارک شما عرض ادب داشته باشم، در این جلسة به معنای واقعی کلمه، خدا را شاکر هستم.

 

 

 

 بدون تردید یکی از جلسات ارزشمندی که در ارتباط با موضوع شرکت اقتصادی و اکتفایی آزادگان و مینو برگزار شده همین جلسه‌ای است که محضر حضرات آزادگان هستم به دلیل این که مجالی فراهم شد که فرمایشات دوستان را بهتر و شفاف‌تر حقیر و برادران بزرگوارم در هیأت مدیرة مجموعة اقتصادی و اکتفایی آزادگان در مجموعة‌ مینو استماع کنند.

  همان‌طور که بزرگواران اشاره داشتند دفاع مقدس و ایثارگران پایگاهشان در انقلاب و سرمایة امروز دنیای اسلام بر کسی پوشیده نیست و در این تابلوی درخشان و این سرمایة بزرگ جایگاه آزادگان به دلایل مختلفی جایگاه ممتاز و برجسته‌ای است. قطعاً اگر خانوادة آزادگان نبودند قطعاً امروز ما درعرصه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی موقعیت‌های امروز را در خانواده‌های ایثارگران نداشتیم. بالاخره مجموعة عظیم آزادگان و ایثارگران را در کشور می‌بینید شما می‌شناسید. شما یک بنگاه اقتصادی موفق قابل طرح را در این مجموعه‌ها اگر می‌شناسید معرفی کنید نام ببرید، بنده خوشحال می‌شوم. اگر مجموعة مینو که گزارش می‌دهند شرایطی دارد به دلیل شماست، به دلیل خانوادة آزادگان هست. این سرمایة زمینة شکل‌گیری این موقعیت را فراهم کرده است. و اخوی بزرگوار هم به این سرمایه تکیه داشتند و این را پشتوانه می‌دانستند. و تمام نگاهشان هم معطوف به حفظ این سرمایه بود. آزادگان برخلاف سایر مجموعه‌های ایثارگری یک خانواده هستند یک‌دیگر را با گوشت و پوست می‌شناسند. مجموعة‌ دوستان ثبت‌نام شده در اردوگاه‌های مختلف شناختی نسبت به یک‌دیگر دارند. دوستان عزیز مفقودی که سختی دوران عدم ثبت‌نام صلیب‌سرخ را گذرانده‌اند


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه نهم تیر 1393ساعت 14:29  توسط جعفر مزیدها  | 

 قابل توجه آزادگان عزيز کمپ ۱۰

 به دنبال برگزاری مجمع عمومی عادی سالیانه شرکت خود کفایی آزادگان ،  دو مجمع عادي و فوق العاده  آزادگان کمپ۱۰آقایان حسین ربیعی / مرتضی نظری/محمد اخگری/بیت ا.. محمدی /نورپور/جعفر مزیدها و چند تن دیگر در مجمع عمومی وفوقالعاده  شركت نموده كه بعداز گزارش مديران  بازرسان و اعضاي هيات موسس و همچنين پاسخ چند نفر از آزادگان شركت كننده نتايج ذيل   پس از بحث و بررسی دستورات جلسه مذکور ، اعضای مجمع مصوبات مهم و موثری داشتند که علی القاعده باید در سال مالی جاری به مرحله اجرا گذاشته شود .

 سود سهام سال ۹۲ به ازاي هر سهم ۱۸۰۰ ريال كه مقرر شد سود سهام بي نام سال ۹۰ نيز به انضمام سود سال ۹۲ پرداخت شود. متن مصوبات و فرم درخواست واریز سود سهام سهامداران عینا به نقل از شرکت خود کفایی در معرض دید مخاطبان قرار می گیرد .تا آزادگان عزيز كه مايل به واريز سود به حساب خود در يكي از بانكها كشور مي باشند بعداز تكميل فرم آن را به شماره ۰۲۱۲۲۸۷۵۰۱۶ فاكس نمايند.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه نهم تیر 1393ساعت 9:39  توسط جعفر مزیدها  | 
مجمع عادي ساليانه شركت خودکفایی  اقتصادي آزادگان در تاريخ 4و5 تيرماه 93 برگزار  گردد

ابتدا آزادگان عضو مجمع از شركت مينو بازديد سپس و دستور جلسه (عادی سالیانه) به شرح زیر قرائت و اجرا شد.

1- استماع گزارش فعالیت هیات مدیره

2- استماع گزارش بازرس و حسابررسی قانونی 

3- بررسی و تصویب صورتهای مالی 

4- انتخاب بازرس و حسابرس اصلی و علی البدل

5- انتخاب روزنامه کثیرالانتشار

6- سایر مواردی که در صلاحیت مجمع می باشد

 

روز پبج شنبه 5 تيرماه مجمع غمومي  فوق العاده با حضور اعضاي مجمع  و جمعي از آزادگان با

دستور جلسه ذيل برگزار شد.

1- تبدیل نوع شرکت از سهامی خاص به عام

2- اصلاح ماده 10 اساسنامه جهت تبدیل اساسنامه شرکت به تیپ بورس

3- سایر مواردی که در صلاحیت مجمع می باشد

نتيجه:

1. 1800 ريال سود به سهام تعلق گرفت كه همانند سنوات گذشته پرداخت مي شود.

2. سه درصد سهام در فرا بورس عرضه شود.

3. سهام  بي نام تا شهريور با نام  و سود آن نيز پرداخت شود.

اخبار تكميل در آينده درج ميگردد فقط  به دوستان  عزيز آزاده  ياد آور مي شوم با توجه  قيمت سهام پايه  تعدادي از آزادگان و اشخاص سودجو بواسطه آزادگان  به هر عنوان نسبت به   خرديداري سهام  اقدام نموده  و يا در حال خرديداري و ثبت در دفترخانه مي باشند لذا از هر گونه نقل و انتقال  سهام خود داري تا مشكلي براي آنها پيش نيايد.
 

 

  نوشته شده در  شنبه هفتم تیر 1393ساعت 10:10  توسط جعفر مزیدها  | 

مدير عامل شركت مينوي خرمدره با اشاره به سود 84 درصدي اين شركت در سال 92 از ورود اين شركت به بورس خودكفايي خبر داد.

 

به گزارش روابط عمومي موسسه فرهنگي پيام آزادگان؛‌ دكتر فرهاد رمضان مدير عامل شركت مينوي خرمدره گفت: فرآينده ورود به بورس خودكفايي را داريم ايجاد مي كنيم كه عزيزان آ‍زاده بتوانند بر اساس مصاديقي كه قانون اوراق بهادار و قانون تجارت ديده است سهامشان را خريد و فروش كنند. بنا به تاكيد وي اين تقاضايي است كه خيلي از عزيزان آزاده داشتند و اين كار با فرآيند قانوني در حال انجام است . رمضان افزود: ارزيابي اسناد شركت را با تيم هاي حرفه اي و مستند كشور آغاز كرديم تا بتوانيم يك ارزيابي حرفه اي در مورد ارزش قيمت پايه هر سهم خودكفايي داشته باشيم تا آزادگان بتوانند اين معامله را بدون هيچ مشكلي انجام دهند.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  شنبه هفتم تیر 1393ساعت 8:49  توسط جعفر مزیدها  | 

هفتم تیر سالروز شهادت مظلومانه سید الشهدای انقلاب اسلامی

حضرت آیت الله شهید دکتر بهشتی و یاران باوفایش و هفته قوه قضائیه گرامی باد

*********************

آمریکا از ما عصبانی باش و از این عصبانیت بمیر

شهادت حضرت آیت الله شهید دکتر بهشتی

شهید بهشتی مظلوم زیست و مظلوم مرد و خوار چشم دشمنان اسلام بود.

شهادت بهشتی در مقابل مظلومت او ناچیز است.

مردم یک وقت بیدار شدند که بهشتی درکار نبود.

بهشتی یک ملت بود برای این ملت ما.  امام خمینی (ره)

 

شهادت شخصیت های مثل شهید بهشتی صداقت و حقانیت انقلاب و طرفدارانش را نشان می دهد.

ملت ایران چهره ی منافقین را به برکت خون شهدای هفتم تیر شناختند. 

ما به شهدای هفتم تیر افتخار میکنیم. امام خامنه ای (س)

  نوشته شده در  شنبه هفتم تیر 1393ساعت 8:38  توسط جعفر مزیدها  | 
او عاقبت خواهد آمد و چشم منتظران به نور او روشن خواهد شد .

جهان پر از عدل و داد ميگردد. 

وي خواهد آمد ، چرا كه وعده خداوند اين است  و و عده  خداوند تحقق خواهد يافت

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم خرداد 1393ساعت 11:31  توسط جعفر مزیدها  | 
- استحمام ونظافت ,

دژبانها مارا داخل آسایشگاه کرده ودرها را قفل زده ورفتند.همه کلافه شده بودیم . همه جای بدنهایمان به شدت درد می کرد.زخمهایمان  که بعضا خونریزی داشتند هم می سوختند.برخی از مجروحین خیلی حالشان بد شده بود. هیچگونه امدادگر یا دارو و درمان یا کمکهای اولیه هم وجود نداشت .بچه ها کمتر با همدیگر حرف می زدند. اغلب برادران مشغول ذکر گفتن بودند . هیچکس نمیدانست  عراقیها درساعات آینده چه بر سرمان خواهند آورد.فقط ذکرخداوند متعال بود که لبهای خیلی هارا به خود مشغول کرده بود وآنهارا تکان میداد.ساعتی گذشت دژبانها درِ آسایشگاه را باز کرده ودستور دادند که از آسایشگاه خارج شویم . در کنار هر بلوک ( قاطع ) یک محیط کوچک به اصطلاح سرویس بهداشتی بود , که اتاقکی تقریبا3*4  با چند دوش آب سر وگرم هم به عنوان حمام وجودداشت .عراقیها به ما دستوردادند که همه بایدکاملا عریان شویم وبرای استحمام وارد آن به اصطلاح حمام شویم وخودمان را بشوییم. بسیار صحنه شرم آور وسختی  بود . ابتدا قدری مقاومت کردیم ولی انگار فایده ای نداشت . آنها دست بردار نبودند . گویا عزمشان جزم بود که برنامه هایشان را دقیقا اجرا کنند.همه از این صحنه زشت نگران بوده وازیکدیگر خجالت می کشیدیم . بعضی از برادران چشمهایشان را بسته بودند وبناچار به هم برخورد می کردند.

 

عراقیها از همان ابتدا کار ضد فرهنگیشان را برای تحقیر وشکنجه ما شروع کردند.لذا با دادن یک نصف تیغ به هر دونفر, از ما خواستند که باید  هر دونفربا همان نصف تیغ تمام سر وصورت و... را اصلاح وازاله موهای زائد نموده وظرف 10 دقیقه خودمان را بشوییم واز حمام خارج شویم[1] . بگذریم ... همه به هم کمک می کردیم و بچه ها اغلب اول سعی میکردند مجروحین را اصلاح کرده وبشویند. اما هرمجروح مظلومی که عقب می افتاد قربانی کابلها وشلاقهای دژبانهای بیرحم وحشی عراقی می شد.در بین ما از نوجوانان 13 , 14  ساله گرفته تا پیرمردهای 60 و70 ساله هم بودند. بعد ازاینکه همه مرحله به اصطلاح اصلاح وشستشو را پشت سر گذاشتیم ,  به هریک فقط یک  بلیزآستین کوتاه نظامی و یک  شلوار خاکی  و یک جفت کفش کتانی دادند و دستور دادند که آنهارا باید بپوشیم .

 

*لباس فرم اسارت ,

 

ساعتی گذشت. دوباره سر وکله دژبانهاپیداشد. کامیونی هم پر از لوازم انفرادی وارد اردوگاه شده بود. دژبانها به هر اسیر یک دست لباس سربازی ( فقط بلیز وشلوار ) با آرم مخصوص زندانیان جنگی , یک دست کفش کتانی , دو تخته پتو ,  یک کیسۀ انفرادی  تحویل دادند.  ضمنا به هر آسایشگاه مقداری لوازم تراشیدن ریش , یک سطل  آب ویک طشت  پلاستیکی  ویک عدد کف شور ( تی ) اختصاص دادند.


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه هجدهم خرداد 1393ساعت 9:12  توسط جعفر مزیدها  | 
سلام

نمیدونم این خاطره رو تا بحال براتون نوشتم یا نه؟

اسارت همه چیش با دنیای بیرون و خصوصا حال حاضر فرق داره

اصلا قابل تصور نیست برای همین بعضی وقتا که میخام خاطراتمو بنویسم احساس میکنم کار بیخودیه

چراکه وقتی خودت میدونی مخاطبت توانایی پذیرش اینا رو نداره واسه ی چی.....

ولی بازم دلم نمیاد و میگم خب شاید یکی باشه که هنوزم دوست داشته باشه بدونه اون روزها چیجوری بوده

خب حالا براتون از یه خاطره میگم

روزهای اول اسارت آخر ماه که میشد به ارشد های آسایشگاه یه خودکار امانتی میدادند که لیست خرید آسایشگاه رو بنویسه لیست خرید هم شامل چیزهای ضروری بود که عراقی ها بهمون نمیدادند و ما مجبور بودیم خودمون بخریم مثل خمیر دندان و تیغ ۱و پودر شستشو و شکر و شیر (البته قوطی شیرخشکش)سیگار و ...پولش رو هم حقوقی بود که ازطرف صلیب سرخ مقرر شده بود و عراقی ها بهمون میدادند نمیدونم چقدر باید میدادند ولی یک و نیم دینار عراقی بود که باهاش میشد تقریبا ده  دوازده بسته سیگار بغداد اون اوایل اسارتمون و بعدها تا ۵ بسته سیگار خرید. البته الان چی میشه با یک و نیم دینار عراقی خرید نمیدونم...

اره این همه ی حقوق یک ماه مون بود

یادمه ظهر یکی از همون روزها که توی آسایشگاه بودیم و بعد از اینکه ارشد لیست خریدش رو نوشت من ازش خودکار و گرفتم و روی زرورق سیگار چند تا نقاشی کشیدم

بعدش یه بیت شعر نوشتم و دستم که گرم شد مخم در اثر این گرما داغ شد و یک دفعه به ذهنم رسید عکس امام رو بکشم البته از حفظ میتونستم عکس امام رو طراحی کنم برای همین دور و برم رو نگاه کردم و رفتم تو زاویه ای از آسایشگاه که از بیرون امکان دیده شدن نداشت شروع کردم به کشیدن عکس امام


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه هجدهم خرداد 1393ساعت 9:5  توسط جعفر مزیدها  | 
 

 

 

زندگینامه امام خمینی:

 

 امام خمینی در روز بيستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهريـور 1281 هجرى شمسى ( 24 سپتامپر 1902 ميلادى ) در شهرستان خميـن از توابع استان مركزى ايران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطهر سلام الله عليها, روح الله المـوسـوى الخمينـى پـاى بـر خـاكدان طبيعت نهاد .

 

او وارث سجاياى آبا و اجدادى بـود كه نسل در نسل در كار هدايت مردم وكسب معارف الهى كـوشيـده انـد. پـدر بزرگـوار امام خمينـى مرحوم آيه الله سيد مصطفى مـوسـوى از معاصريـن مرحـوم آيه الله العظمـى ميرزاى شيـرازى (رض), پـس از آنكه ساليانـى چنـد در نجف اشـرف علـوم و معارف اسلامـى را فرا گرفته و به درجه اجتهاد نايل آمـده بـود به ايران بازگشت و در خميـن ملجإ مردم و هادى آنان در امـور دينـى بـود. در حـاليكه بيـش از 5 مـاه ولادت امام خمینینمى گذشت,طاغوتيان و خـوانيـن تحت حمايت عمال حكومت وقت نداى حق طلبـى پـدر را كه در برابر زورگـوئيهايشان به مقاومت بـر خاسته بـود, با گلـوله پاسخ گفتنـد و در مسير خميـن به اراك وى را به شهادت رسانـدنـد.

بديـن ترتبيب امام خمينى از اوان كـودكى با رنج يتيمىآشنا و با مفهوم شهادت روبرو گرديد. وى دوران كـودكـى و نـوجـوانى را تحت سرپرستى مادر مـومنه اش (بانـو هاجر) كه خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آيه الله خـوانسـارى ( صاحب زبـده التصانيف ) بوده است. همچنيـن نزد عمه مكرمه اش ( صاحبه خانم ) كه بانـويى شجاع و حقجـو بـود سپرى كرد اما در سـن 15 سالگى از نعمت


ادامه مطلب
  نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم خرداد 1393ساعت 14:23  توسط جعفر مزیدها  | 

روز جانباز/اسوه ایثار

 سالگرد میلاد حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام ، روز جانباز نام گذاری شده است. عباس علیه السلام بزرگ جانباز تاریخ انسانیت است که صحنه کربلا را تجلیگاه ایثار و جانبازی نمود. فداکاری های برادر رشید امام حسین علیه السلام در تاریخ بشر مانندی ندارد. دست حیدرآسای عباس علیه السلام شعر زیبای عشق و ایثار در راه ولایت را با خون سرخ بر زمین تفتیده، کربلا نگاشت، و راه و رسم عاشقی و شیوه جانبازی را به جهانیان آموخت.

 امام جانبازان

 هر ورق از دفتر زندگی امیرالمؤمنین علیه السلام جلوه ای از امامت و ولایت است. علی علیه السلام در عرصه ایمان امام مؤمنان، در جبهه های نبرد امام مجاهدان، در عبادت امام عابدان، در زهد و تقوا امام متّقیان، در عشق به محبوب سیّدالعشاق، و در همه ابعاد دینی و اجتماعی پیشوای اهل ایمان است.

 

او امام جانبازان نیز هست. هرگز از مرگ نهراسید و همواره مشتاق شهادت بود و بلاهای کوچک و بزرگ را به جان می خرید. «لَیلَة المَبیت» یکی از صحنه های درخشان جانبازی اوست. امیرالمؤمنین علیه السلام بارها جان رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم را از خطر تهدید بت پرستان نجات داد و اسلام را حیات دوباره بخشید. این گوشه ای از جانبازی های علی علیه السلام در راه اسلام و یاری پیامبر بود.

 

جانبازی در قرآن

 

در لیلة المبیت پس از این که امیرالمؤمنین علیه السلام در بستر پیامبر خوابید و بزرگ ترین خطر را به جان خرید تا پیامبراسلام صلی الله علیه و آله وسلم ، با سلامت کامل بتواند به مدینه هجرت کند و حکومت مقتدر اسلامی را در آن جا ایجاد نماید، درباره این فداکاری و جانبازی علی علیه السلام این آیه شریفه نازل شد: «و از گروه مردم کسی


ادامه مطلب
  نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم خرداد 1393ساعت 9:4  توسط جعفر مزیدها  | 

" سالروز تولد امام حسين (ع) پاسدار حرمت و انسانيت و روز پاسدار گرامى باد "

اولين پيام حضرت امام خمينى( ره ) به مناسبت روز پاسدار
حضرت امام خمينى ره در سوم شعبان سال 1399 برابر با هفتم تير ماه 1358 پيامى به مناسبت ولادت امام حسين (ع ) فرستادند و در اين پيام سوم شعبان را روز پاسدار ناميدند.

بسم الله الرحمن الرحيم

روز مبارک سوم شعبان المعظم را که روز طليعه پاسدار و پاسدارى از مکتب مترقى اسلام است به عموم هم ميهنان و بخصوص پاسداران انقلاب اسلامى تبريک عرض و بحق بايد اين روز معظم را روز پاسدار بناميم روز ولادت با سعادت بزرگ پاسدار قرآن کريم و اسلام عزيز است، پاسدارى که هرچه داشت، در راه هدف اهدا کرد و اسلام عزيز را از پرتگاه انحراف رژيم طاغوت بنى اميه نجات داد... اگر فداکارى پاسداران عظيم الشان اسلام و شهادت جوانمردانه پاسداران و اصحاب فداکار او نبود، اسلام در خفقان رژيم بنى اميه و رژيم ظالمانه آن وارونه معرفى مى شد و زحمات نبى اکرم (ص) و اصحاب فداکارش به هدر مى رفت...همه پاسدار اسلام و حکومت حق باشيد. در اينجا پاسدارى اين است که اين حکومت، حکومت عدل باشد و پاسدارى از عدالت باشد.پاسدارى از عدالت اين است که پاسدار خودش موصوف به عدالت باشد تا بتواند پاسدارى از عدالت کند...


ادامه مطلب
  نوشته شده در  یکشنبه یازدهم خرداد 1393ساعت 9:15  توسط جعفر مزیدها  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM